#به قلم خودم
امروز پنجشنبه 28اسفند 1404 هجری شمسی مصادف با 29 رمضان هجری قمری
یکسال گذشت از حرکت کردن در مسیر زندگی ، که گاهی تلخ و گاهی شیرین بودند ، خیلی جاها آنچنان به من سخت گذشت که شب فکر نمیکردم صبح شود وخیلی جاها دعا میکردم که هیچوقت صبح نشود .چقدر ما انسانها عجول هستیم برای بزرگ شدن و نمیدانیم که دنیای خوشی های ما در همان سن کمتر است .
خیلی جاها دلم چیزهای را میخواست که توانایی به دست آوردنشان را نداشتم و چقدر خودم را تنها حس می کردم که از کسی بخواهم کمکم کند ، خیلی جاها چشمم را می دوختم به عزیزانی که امید داشتم کمک کارم باشند ولی دودی از آنها بلند نشد ، چقدر بعضی روزهایش نامید کننده بود ، ولی از این روزها که بگذریم روزهای خوبی هم بود در کنار کسی که قلب و روحم را بهش داده بودم و او همیشه با لحن عصبانیتی که داشت همیشه مهربان و دلسوز من بود کاش بتوانم برای او جبران کنم جاهای که اون به من دلداری می داد و باعث شد از اون شبهای نامید کننده بگذرم و اون شد شاه قلب من در روزهای سرد و تاریک ، چقدر وجودش برایم آرام بخش است و من بعد از آن روزهای سرد در این سالی که گذشت او را به دست آورده ام و امیدوارم بتوانم برای او جبران کنم .
گذشت ؛
گذشت بدو بدو های 365 روز
گذشت ، کار کردن از 8 صبح تا 10 شب
گذشت ، بی خوابی های این سال 1404
و اما مهمترین لحظه این سال شروع جنگ ناعادلانه.
و چه بد است جنگ ، جنگ، جان جوانهای را گرفت که مثل من هزاران آرزو داشتند ، جنگی که بهترین ها را گرفت و مردم را پریشان کرد ، جنگی نابرابر و الان هنوز هم ادامه دارد امیدوارم که سال 1405 خبر پیروزی و نابودی شیطان بزرگ اسرائیل را به ارمغان آورد .
ان شاء الله