<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>انتظار</title>
		<link>https://entzar.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description>شماره تماس09905207349</description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>#هفته قوه قضائیه</title>
			<link>https://entzar.kowsarblog.ir/هفته-قوه-قضائیه-1</link>
			<pubDate>19:18:00 +0430 یکشنبه، 7 تیر 1405</pubDate>			<dc:creator>انتظار</dc:creator>
			<category domain="main">انتظار</category>			<guid isPermaLink="false">1864474@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;#هفته قوه قضائیه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;video controls=&quot;controls&quot; width=&quot;386&quot; height=&quot;193&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;source src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/entzar/quick-uploads/video_2026-06-28_18-02-29-1.mp4&quot; type=&quot;video/mp4&quot; /&gt;&lt;/video&gt;&lt;a href=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/entzar/quick-uploads/video_2026-06-28_18-02-29-1.mp4&quot;&gt;https://kowsarblog.ir/media/blogs/entzar/quick-uploads/video_2026-06-28_18-02-29-1.mp4&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://entzar.kowsarblog.ir/هفته-قوه-قضائیه-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>#هفته قوه قضائیه</p>
<p><video controls="controls" width="386" height="193"><br />
<source src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/entzar/quick-uploads/video_2026-06-28_18-02-29-1.mp4" type="video/mp4" /></video><a href="https://kowsarblog.ir/media/blogs/entzar/quick-uploads/video_2026-06-28_18-02-29-1.mp4">https://kowsarblog.ir/media/blogs/entzar/quick-uploads/video_2026-06-28_18-02-29-1.mp4</a></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://entzar.kowsarblog.ir/هفته-قوه-قضائیه-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://entzar.kowsarblog.ir/هفته-قوه-قضائیه-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1864474</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>#امان نامه</title>
			<link>https://entzar.kowsarblog.ir/امان-نامه-6</link>
			<pubDate>20:09:00 +0430 دوشنبه، 1 تیر 1405</pubDate>			<dc:creator>انتظار</dc:creator>
			<category domain="main">انتظار</category>			<guid isPermaLink="false">1863921@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;«امان‌نامه دشمن، فریب است»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این روزها که نام توافق بر سر زبان‌هاست، دلم می‌رود به ظهر عاشورا&amp;#8230; به لحظه‌ای که شمر با امان‌نامه آمد و به قمر بنی‌هاشم گفت: «بیا تا نجاتت دهم.» اما حضرت عباس (ع) با آن نگاه نافذ و قلبی سرشار از غیرت، فرمود: «خدا لعنت کند تو و امان‌نامه‌ات را!»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن پاسخ، فقط یک جمله نبود؛ فریاد بصیرت بود در برابر فریب. هنوز هم که هنوز است، این فریاد در گوش تاریخ می‌پیچد و به همه آزادگان جهان می‌آموزد که امان‌نامه دشمن، جز حیله‌ای برای رسیدن به اهداف پلیدش نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یزید زمان ما هم همان دشمن کهنه‌ای است که هر بار نقابی نو به چهره می‌زند. باید چشم‌ها را باز نگه داشت و دل را به یاد آن ظهر داغ کربلا&amp;#8230; که فریب، هرگز لباس امان نمی‌پوشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#امان نامه &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#عبرت تاریخ&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://entzar.kowsarblog.ir/امان-نامه-6&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«امان‌نامه دشمن، فریب است»</p>
<p>این روزها که نام توافق بر سر زبان‌هاست، دلم می‌رود به ظهر عاشورا&#8230; به لحظه‌ای که شمر با امان‌نامه آمد و به قمر بنی‌هاشم گفت: «بیا تا نجاتت دهم.» اما حضرت عباس (ع) با آن نگاه نافذ و قلبی سرشار از غیرت، فرمود: «خدا لعنت کند تو و امان‌نامه‌ات را!»</p>
<p>آن پاسخ، فقط یک جمله نبود؛ فریاد بصیرت بود در برابر فریب. هنوز هم که هنوز است، این فریاد در گوش تاریخ می‌پیچد و به همه آزادگان جهان می‌آموزد که امان‌نامه دشمن، جز حیله‌ای برای رسیدن به اهداف پلیدش نیست.</p>
<p>یزید زمان ما هم همان دشمن کهنه‌ای است که هر بار نقابی نو به چهره می‌زند. باید چشم‌ها را باز نگه داشت و دل را به یاد آن ظهر داغ کربلا&#8230; که فریب، هرگز لباس امان نمی‌پوشد.</p>
<p>#امان نامه </p>
<p>#عبرت تاریخ</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://entzar.kowsarblog.ir/امان-نامه-6">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://entzar.kowsarblog.ir/امان-نامه-6#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1863921</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>#عبرت از کربلا</title>
			<link>https://entzar.kowsarblog.ir/عبرت-از-کربلا-1</link>
			<pubDate>20:04:00 +0430 دوشنبه، 1 تیر 1405</pubDate>			<dc:creator>انتظار</dc:creator>
			<category domain="main">انتظار</category>			<guid isPermaLink="false">1863920@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;#عبرت از کربلا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#از ظلم تا بیداری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همیشه در این جهان، ظلم و مظلوم در برابر هم صف می‌کشند؛ دو روی یک سکه که تاریخ را رقم می‌زنند. ظالم از هر دری وارد می‌شود تا حق را بشکند، اما مظلوم با ایمانش قامت راست می‌کند. خدایا مبادا غافل شویم از مکر دشمن که در پس پرده‌های فریب، نقشه می‌کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این برهه از زمان، دشمن خبیث (آمریکا) و شریک شیطان‌صفت و کودک‌کش او (اسرائیل) با ظاهرسازی و امضای تفاهم‌نامه‌هایی که هر روز با خون مردم بی‌گناه لبنان نقض می‌شود، می‌خواهند میان مسئولان کشورمان تفرقه بیندازند. این خود فریبی جنگی است، حیله‌ای که در لفافه دیپلماسی پنهان شده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سکوت در برابر این نیرنگ، خیانت است. اگر تابع فرمان رهبری نباشیم، مصداق آن فراز از زیارت عاشورا می‌شویم: «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ» — خداوند لعنت کند گروهی را که این حادثه را شنیدند و به آن رضایت دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عمارگونه باشیم؛ شیعه علی(ع) که در میدان حق، تا پای جان ایستاد. نه سکوت، نه تسلیم، نه بی‌تفاوتی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#مثلی_لایبایع_مثله&lt;br /&gt;#وحدت_ساحات&lt;br /&gt;#لبنان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#محرم الحرام 1405&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://entzar.kowsarblog.ir/عبرت-از-کربلا-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>#عبرت از کربلا</p>
<p>#از ظلم تا بیداری</p>
<p>همیشه در این جهان، ظلم و مظلوم در برابر هم صف می‌کشند؛ دو روی یک سکه که تاریخ را رقم می‌زنند. ظالم از هر دری وارد می‌شود تا حق را بشکند، اما مظلوم با ایمانش قامت راست می‌کند. خدایا مبادا غافل شویم از مکر دشمن که در پس پرده‌های فریب، نقشه می‌کشد.</p>
<p>در این برهه از زمان، دشمن خبیث (آمریکا) و شریک شیطان‌صفت و کودک‌کش او (اسرائیل) با ظاهرسازی و امضای تفاهم‌نامه‌هایی که هر روز با خون مردم بی‌گناه لبنان نقض می‌شود، می‌خواهند میان مسئولان کشورمان تفرقه بیندازند. این خود فریبی جنگی است، حیله‌ای که در لفافه دیپلماسی پنهان شده.</p>
<p>سکوت در برابر این نیرنگ، خیانت است. اگر تابع فرمان رهبری نباشیم، مصداق آن فراز از زیارت عاشورا می‌شویم: «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ» — خداوند لعنت کند گروهی را که این حادثه را شنیدند و به آن رضایت دادند.</p>
<p>عمارگونه باشیم؛ شیعه علی(ع) که در میدان حق، تا پای جان ایستاد. نه سکوت، نه تسلیم، نه بی‌تفاوتی.</p>
<p>#مثلی_لایبایع_مثله<br />#وحدت_ساحات<br />#لبنان</p>
<p>#محرم الحرام 1405</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://entzar.kowsarblog.ir/عبرت-از-کربلا-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://entzar.kowsarblog.ir/عبرت-از-کربلا-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1863920</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>#غدیر</title>
			<link>https://entzar.kowsarblog.ir/غدیر-277</link>
			<pubDate>09:54:00 +0430 دوشنبه، 11 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>انتظار</dc:creator>
			<category domain="main">انتظار</category>			<guid isPermaLink="false">1861283@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;روزی سلطان محمّدخدابنده بر همسر خود خشم گرفت و در یک جلسه او را سه طلاقه کرد؛ ولی به دلیل علاقۀ بسیاری که به وی داشت, خیلی زود از کردارِ خویش پشیمان شد و به همین خاطر عالمان سنی را دعوت نمود و از آنان مشورت خواست.&lt;br /&gt; آنها گفتند: هیچ راهی وجود ندارد، مگر این که نخست فرد محلّل (فردی غیر از سلطان) با او ازدواج کند, سپس مجدداً سلطان میتواند با او ازدواج کند. &lt;br /&gt;سلطان گفت: برای من پذیرشِ این امر، بسیار سخت است. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ شما علما در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلافِ نظر دارید , فقط در همین یک مسئله همه باهم اتفاق نظر دارید؟! گفتند : بله.&lt;br /&gt;در این هنگام یکی از مشاوران اجازۀ سخن خواست و اظهار داشت: &lt;br /&gt;جناب سلطان! در شهر علامه ای زندگی میکند که چنین طلاقی را باطل میداند، خوب است او را نیز احضار نموده و نظر او را جویا شوید.(منظورِ وی، علامه حلی بود.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عالمان سنی بر آشفتند و گفتند: آن عالم، رافضی مذهب بوده و رافضیان, افرادی کم عقل و بی خِرَد میباشند و اصلا در شأنِ سلطان نیست که چنین فردی را به حضور بپذیرد.&lt;br /&gt;سلطان گفت: به هر حال دیدن او خالی از فایده نیست و دستور داد علامه حلی را در محضر او احضار نمایند. &lt;br /&gt;وقتی علامه وارد مجلس سلطان محمّد خدابنده شد, علمای مذاهب چهارگانه ی اهل سنت نیز در آن جلسه حاضر بودند. &lt;br /&gt;علامه بدون هیچ ترس و واهمه ای نعلینِ (کفش) &lt;br /&gt;خود را به دست گرفت و خطاب به همۀ حاضران سلام کرد و آنگاه یک راست به سمت سلطان رفت و در کنار او نشست. &lt;br /&gt;عالمان سنی رو به سلطان کرده و گفتند : &lt;br /&gt;دیدید؟ ما نگفتیم شیعیان, افرادی سبک سر و بی عقل میباشند؟!&lt;br /&gt; سلطان گفت: او عالِم است. &lt;br /&gt;دربارۀ رفتار او از خودش سؤال کنید.&lt;br /&gt; آنها به علامه گفتند: چرا به سلطان سجده نکردی و آداب تشریفاتِ حضور را به جا نیاوردی؟ &lt;br /&gt;علامه گفت: رسولِ خدا از هر سلطانی برتر و بالاتر بود و کسی بر او سجده نکرد، بلکه فقط به آن حضرت سلام می‌کردند و خدای تعالی نیز فرموده است : &lt;br /&gt;(چون داخل خانه ای شدید به یکدیگر سلام کنید، سلام و درودی که نزد خداوند مبارک و پاک است.)&lt;br /&gt;از سوی دیگر به اتفاق ما و شما، سجده برای غیر خدا حرام است. &lt;br /&gt;پرسیدند: چرا جسارت کردی و کنار سلطان نشستی؟ علامه پاسخ داد: چون جای دیگری برای &lt;br /&gt;نشستن نبود و از طرفی سلطان و غیرسلطان با یکدیگر مساوی اند و این جسارت به محضر سلطان نیست. &lt;br /&gt;پرسیدند: چرا کفش های خود را به داخل مجلس آوردی؟ آیا هیچ آدم عاقلی در محضرِ سلطان و چنین مجلسی این گونه رفتار میکند؟&lt;br /&gt;علامه گفت: ترسیدم حَنَفی ها کفش هایم را بدزدند همانگونه که ابوحنیفه، نعلینِ رسول اکرم را دزدید.&lt;br /&gt; علمای حنفیِ حاضر در آن مجلس برآشفتند و فریاد زدند : چرا دروغ میگویی؟ این تهمت است. ابوحنیفه کجا و زمان پیامبر کجا؟ ابوحنیفه صد سال پس از پیامبر تازه به دنیا آمد.&lt;br /&gt; علامه گفت: ببخشید اشتباه از من بود. &lt;br /&gt;احتمالا شافعی , نعلینِ پیامبر را سرقت کرده است. این بار صدای شافعی ها درآمد که شافعی در روز مرگِ ابوحنیفه و دویست سال پس از شهادت پیامبر دیده به جهان گشوده است.&lt;br /&gt;علامه گفت: چه میدانم! شاید کار مالِک بوده است. علمای مالکی هم مثل حنفی ها و شافعی ها و به همان شیوه اعتراض کردند.&lt;br /&gt;علامه گفت: &lt;br /&gt;پس فقط احمد بن حنبل میماند.قطعا سارق احمد بن حَنبل است. حنبلی ها هم برآشفتند و به اعتراض و انکار پرداختند. &lt;br /&gt; در این لحظه علامه رو به سلطان کرد و گفت : جناب سلطان! ملاحظه کردید که اینان اقرار کردند هیچ یک از رؤسای این مذاهبِ چهارگانۀ اهل سنت در زمان حیات رسول خدا حاضر نبوده اند و حتی صحابۀ آن حضرت را هم ندیده اند&amp;#8230;&lt;br /&gt;سلطان گفت: آیا این حرف صحیح است؟ عالمان سنی گفتند: بله هیچ یک از این چهار نفری (که رئیس مذاهب اهل سنت میباشند), رسول خدا و صحابۀ آن حضرت را درک نکرده اند&lt;br /&gt;آنگاه علامه گفت : ولی ما شیعیان , پیرو آن آقایی هستیم که به منزلۀ نَفس و جانِ رسول خدا بود و از کودکی در دامان پیامبر پرورش یافت و بارها و بارها از سوی آن حضرت به عنوان وصی و جانشین رسول خدا معرفی شد.&lt;br /&gt;سلطان که متوجه حقانیت مذهب شیعه شده بود &lt;br /&gt;پرسید: نظر شیعه دربارۀ این طلاق چیست؟ &lt;br /&gt;علامه پرسدید: آیا جنابعالی طلاق را در سه مجلس و در محضر دو نفرِ عادل , جاری نموده اید&lt;br /&gt; سلطان گفت: نه! علامه گفت: &lt;br /&gt;در این صورت طلاق باطل میباشد چون فاقد شرایط صحت است. آنگاه سلطان محمّد خدابنده به دست علامه شیعه شد و به حاکمان شهرهای تحت فرمانش نامه نوشت که از این پس با نام ائمۀ دوازدهگانه ی شیعه خطبه بخوانند و به نام ائمە ی اطهار , سکه ضرب کنند و نام آنان را بر در و دیوار مساجد و مشاهد مشرفه حک نمایند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ارسال به دیگر گروه ها ترویج امر ولایت و امامت است لطفا از ارسال دریغ نکنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غدیر نزدیک هست.&lt;br /&gt;❤️ التماس دعا ی فرج ❤️&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://entzar.kowsarblog.ir/غدیر-277&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روزی سلطان محمّدخدابنده بر همسر خود خشم گرفت و در یک جلسه او را سه طلاقه کرد؛ ولی به دلیل علاقۀ بسیاری که به وی داشت, خیلی زود از کردارِ خویش پشیمان شد و به همین خاطر عالمان سنی را دعوت نمود و از آنان مشورت خواست.<br /> آنها گفتند: هیچ راهی وجود ندارد، مگر این که نخست فرد محلّل (فردی غیر از سلطان) با او ازدواج کند, سپس مجدداً سلطان میتواند با او ازدواج کند. <br />سلطان گفت: برای من پذیرشِ این امر، بسیار سخت است. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ شما علما در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلافِ نظر دارید , فقط در همین یک مسئله همه باهم اتفاق نظر دارید؟! گفتند : بله.<br />در این هنگام یکی از مشاوران اجازۀ سخن خواست و اظهار داشت: <br />جناب سلطان! در شهر علامه ای زندگی میکند که چنین طلاقی را باطل میداند، خوب است او را نیز احضار نموده و نظر او را جویا شوید.(منظورِ وی، علامه حلی بود.)</p>
<p>عالمان سنی بر آشفتند و گفتند: آن عالم، رافضی مذهب بوده و رافضیان, افرادی کم عقل و بی خِرَد میباشند و اصلا در شأنِ سلطان نیست که چنین فردی را به حضور بپذیرد.<br />سلطان گفت: به هر حال دیدن او خالی از فایده نیست و دستور داد علامه حلی را در محضر او احضار نمایند. <br />وقتی علامه وارد مجلس سلطان محمّد خدابنده شد, علمای مذاهب چهارگانه ی اهل سنت نیز در آن جلسه حاضر بودند. <br />علامه بدون هیچ ترس و واهمه ای نعلینِ (کفش) <br />خود را به دست گرفت و خطاب به همۀ حاضران سلام کرد و آنگاه یک راست به سمت سلطان رفت و در کنار او نشست. <br />عالمان سنی رو به سلطان کرده و گفتند : <br />دیدید؟ ما نگفتیم شیعیان, افرادی سبک سر و بی عقل میباشند؟!<br /> سلطان گفت: او عالِم است. <br />دربارۀ رفتار او از خودش سؤال کنید.<br /> آنها به علامه گفتند: چرا به سلطان سجده نکردی و آداب تشریفاتِ حضور را به جا نیاوردی؟ <br />علامه گفت: رسولِ خدا از هر سلطانی برتر و بالاتر بود و کسی بر او سجده نکرد، بلکه فقط به آن حضرت سلام می‌کردند و خدای تعالی نیز فرموده است : <br />(چون داخل خانه ای شدید به یکدیگر سلام کنید، سلام و درودی که نزد خداوند مبارک و پاک است.)<br />از سوی دیگر به اتفاق ما و شما، سجده برای غیر خدا حرام است. <br />پرسیدند: چرا جسارت کردی و کنار سلطان نشستی؟ علامه پاسخ داد: چون جای دیگری برای <br />نشستن نبود و از طرفی سلطان و غیرسلطان با یکدیگر مساوی اند و این جسارت به محضر سلطان نیست. <br />پرسیدند: چرا کفش های خود را به داخل مجلس آوردی؟ آیا هیچ آدم عاقلی در محضرِ سلطان و چنین مجلسی این گونه رفتار میکند؟<br />علامه گفت: ترسیدم حَنَفی ها کفش هایم را بدزدند همانگونه که ابوحنیفه، نعلینِ رسول اکرم را دزدید.<br /> علمای حنفیِ حاضر در آن مجلس برآشفتند و فریاد زدند : چرا دروغ میگویی؟ این تهمت است. ابوحنیفه کجا و زمان پیامبر کجا؟ ابوحنیفه صد سال پس از پیامبر تازه به دنیا آمد.<br /> علامه گفت: ببخشید اشتباه از من بود. <br />احتمالا شافعی , نعلینِ پیامبر را سرقت کرده است. این بار صدای شافعی ها درآمد که شافعی در روز مرگِ ابوحنیفه و دویست سال پس از شهادت پیامبر دیده به جهان گشوده است.<br />علامه گفت: چه میدانم! شاید کار مالِک بوده است. علمای مالکی هم مثل حنفی ها و شافعی ها و به همان شیوه اعتراض کردند.<br />علامه گفت: <br />پس فقط احمد بن حنبل میماند.قطعا سارق احمد بن حَنبل است. حنبلی ها هم برآشفتند و به اعتراض و انکار پرداختند. <br /> در این لحظه علامه رو به سلطان کرد و گفت : جناب سلطان! ملاحظه کردید که اینان اقرار کردند هیچ یک از رؤسای این مذاهبِ چهارگانۀ اهل سنت در زمان حیات رسول خدا حاضر نبوده اند و حتی صحابۀ آن حضرت را هم ندیده اند&#8230;<br />سلطان گفت: آیا این حرف صحیح است؟ عالمان سنی گفتند: بله هیچ یک از این چهار نفری (که رئیس مذاهب اهل سنت میباشند), رسول خدا و صحابۀ آن حضرت را درک نکرده اند<br />آنگاه علامه گفت : ولی ما شیعیان , پیرو آن آقایی هستیم که به منزلۀ نَفس و جانِ رسول خدا بود و از کودکی در دامان پیامبر پرورش یافت و بارها و بارها از سوی آن حضرت به عنوان وصی و جانشین رسول خدا معرفی شد.<br />سلطان که متوجه حقانیت مذهب شیعه شده بود <br />پرسید: نظر شیعه دربارۀ این طلاق چیست؟ <br />علامه پرسدید: آیا جنابعالی طلاق را در سه مجلس و در محضر دو نفرِ عادل , جاری نموده اید<br /> سلطان گفت: نه! علامه گفت: <br />در این صورت طلاق باطل میباشد چون فاقد شرایط صحت است. آنگاه سلطان محمّد خدابنده به دست علامه شیعه شد و به حاکمان شهرهای تحت فرمانش نامه نوشت که از این پس با نام ائمۀ دوازدهگانه ی شیعه خطبه بخوانند و به نام ائمە ی اطهار , سکه ضرب کنند و نام آنان را بر در و دیوار مساجد و مشاهد مشرفه حک نمایند.</p>
<p>ارسال به دیگر گروه ها ترویج امر ولایت و امامت است لطفا از ارسال دریغ نکنید.</p>
<p>غدیر نزدیک هست.<br />❤️ التماس دعا ی فرج ❤️</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://entzar.kowsarblog.ir/غدیر-277">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://entzar.kowsarblog.ir/غدیر-277#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1861283</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>#به قلم خودم</title>
			<link>https://entzar.kowsarblog.ir/به-قلم-خودم-36</link>
			<pubDate>18:33:00 +0430 دوشنبه، 24 فروردین 1405</pubDate>			<dc:creator>انتظار</dc:creator>
			<category domain="main">انتظار</category>			<guid isPermaLink="false">1855731@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;# آتش بس &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جنگ که می شود همیشه یک طرف کم می آورد یا از لحاظ روحی یا هم از لحاظ وسایل جنگی ، وقتی کشورهای متجاوز به مدت 41 روز حمله به ایران نتوانسته اند ایران به قول خودشان ضعیف و در تحریم را از پای در بیاورند و هرگز فکرش را نمی کردند که اینجوری ایران پاسخ آنها را بدهد و اینهمه در مقابل ایستادگی ایران شکست بخورند ناگهان بعد از تهدید های که رئیس جمهور آمریکا گفته بود امشب یک تمدن را به طور کامل نابود میکنم و وقت هم داده بود که ساعت 3:30 بامداد من ایران را نابود می کنم با رایزنی های کشور همسایه ( پاکستان) مسئولین کشور ایران پذیرفته اند  آتش بس دو هفته ای را قبول کنند تا بتوانند با هم مذاکره کنند .وقتی این خبر پخش شد مردم شهرستان من ( کهگیلویه -دهدشت) هم مثل بقیه شهرها به خیابانها ریختند و خوشحالی کردند خیلی ها خوشحال بودند خیلی ها گرفته و خیلی ها هم ناراضی همه می گفتند وقتی این متجاوزها فرزندان ما را کشتند باید یا آنها نابود شوند یا ما ..و همچنین کسی به رئیس جمهور آمریکا اعتماد نداشت حتی به بچه های کوچک می گفتی می گفتند که مذاکره به توافق نمی رسند چون خیلی جاها امتحان شدند و پایبند نبودند. مگر شب قبل از حمله در مذاکره نبودند فردا صبح همان روز حمله کردند و رهبر عزیزمان را به شهادت رساندند &amp;#8230;..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اعتماد به آمریکا صفر شده بود مذاکره شروع شد تعیین وقت گردید و مسئولین ایران به رهبری آقای قالیباف رئیس مجلس وقت روز جمعه 21 فروردین ماه 1405 عازم پاکستان شده بودند و ایران برای خود شرطهای داشت از جمله رفع کلیه تحریم ها (ثانویه و اولیه ) رفع بلوکه شدن دارای های ایران در کشورهای دیگر ..عدم حمله دائمی &amp;#8230;..و هئیت آمریکا نیز شروطی داشت از جمله کنترل تنگه هرمز با مشارکت ایران - توقف اورانیوم - و ساختن موشک کمتر ازبرد 700 کیلومتر&amp;#8230;..روز شنبه 22 فروردین مذاکره شروع شد و تا روز یکشنبه ادامه داشت ولی به توافق نرسیده اند انگار هئیت آمریکا برای مذاکره نیامده بود بلکه آمده بود معامله کند و مسئولین کشور ما با درایت تمام درخواست آنها را رد کرده اند و تن به این ذلت نداده اند &amp;#8230;روز یکشنبه هر دو هئیت پاکستان را ترک کرده و امروز دوشنبه خبری نیست و باید منتظر جریانات بعدی باشیم یا شاید هم جنگ دوباره .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظر من شاید این یک وقت کشی باشد برای اسرائیل و آمریکا تا دوباره خود را جمع کند و بتواند در برابر ایران دوام بیاورد. ولی هستند سربازان گمنامی که دارند از مرز و بوم ایران اسلامی دفاع می کنند و همیشه بیدار هستند و ان شاءالله این جریان را نیز با نیرووی معنوی خود به پایان می رسانیم و به همه نشان می دهیم که یک کشور شیعه نشین چطور در برابر کفر به پیروزی می رسد .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به امید پیروزی رزمنده گان اسلام در مقام یهود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#جنگ &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#ایران-قوی &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;# آتش بس&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://entzar.kowsarblog.ir/به-قلم-خودم-36&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p># آتش بس </p>
<p>جنگ که می شود همیشه یک طرف کم می آورد یا از لحاظ روحی یا هم از لحاظ وسایل جنگی ، وقتی کشورهای متجاوز به مدت 41 روز حمله به ایران نتوانسته اند ایران به قول خودشان ضعیف و در تحریم را از پای در بیاورند و هرگز فکرش را نمی کردند که اینجوری ایران پاسخ آنها را بدهد و اینهمه در مقابل ایستادگی ایران شکست بخورند ناگهان بعد از تهدید های که رئیس جمهور آمریکا گفته بود امشب یک تمدن را به طور کامل نابود میکنم و وقت هم داده بود که ساعت 3:30 بامداد من ایران را نابود می کنم با رایزنی های کشور همسایه ( پاکستان) مسئولین کشور ایران پذیرفته اند  آتش بس دو هفته ای را قبول کنند تا بتوانند با هم مذاکره کنند .وقتی این خبر پخش شد مردم شهرستان من ( کهگیلویه -دهدشت) هم مثل بقیه شهرها به خیابانها ریختند و خوشحالی کردند خیلی ها خوشحال بودند خیلی ها گرفته و خیلی ها هم ناراضی همه می گفتند وقتی این متجاوزها فرزندان ما را کشتند باید یا آنها نابود شوند یا ما ..و همچنین کسی به رئیس جمهور آمریکا اعتماد نداشت حتی به بچه های کوچک می گفتی می گفتند که مذاکره به توافق نمی رسند چون خیلی جاها امتحان شدند و پایبند نبودند. مگر شب قبل از حمله در مذاکره نبودند فردا صبح همان روز حمله کردند و رهبر عزیزمان را به شهادت رساندند &#8230;..</p>
<p>اعتماد به آمریکا صفر شده بود مذاکره شروع شد تعیین وقت گردید و مسئولین ایران به رهبری آقای قالیباف رئیس مجلس وقت روز جمعه 21 فروردین ماه 1405 عازم پاکستان شده بودند و ایران برای خود شرطهای داشت از جمله رفع کلیه تحریم ها (ثانویه و اولیه ) رفع بلوکه شدن دارای های ایران در کشورهای دیگر ..عدم حمله دائمی &#8230;..و هئیت آمریکا نیز شروطی داشت از جمله کنترل تنگه هرمز با مشارکت ایران - توقف اورانیوم - و ساختن موشک کمتر ازبرد 700 کیلومتر&#8230;..روز شنبه 22 فروردین مذاکره شروع شد و تا روز یکشنبه ادامه داشت ولی به توافق نرسیده اند انگار هئیت آمریکا برای مذاکره نیامده بود بلکه آمده بود معامله کند و مسئولین کشور ما با درایت تمام درخواست آنها را رد کرده اند و تن به این ذلت نداده اند &#8230;روز یکشنبه هر دو هئیت پاکستان را ترک کرده و امروز دوشنبه خبری نیست و باید منتظر جریانات بعدی باشیم یا شاید هم جنگ دوباره .</p>
<p>به نظر من شاید این یک وقت کشی باشد برای اسرائیل و آمریکا تا دوباره خود را جمع کند و بتواند در برابر ایران دوام بیاورد. ولی هستند سربازان گمنامی که دارند از مرز و بوم ایران اسلامی دفاع می کنند و همیشه بیدار هستند و ان شاءالله این جریان را نیز با نیرووی معنوی خود به پایان می رسانیم و به همه نشان می دهیم که یک کشور شیعه نشین چطور در برابر کفر به پیروزی می رسد .</p>
<p>به امید پیروزی رزمنده گان اسلام در مقام یهود</p>
<p>#جنگ </p>
<p>#ایران-قوی </p>
<p># آتش بس</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://entzar.kowsarblog.ir/به-قلم-خودم-36">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://entzar.kowsarblog.ir/به-قلم-خودم-36#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1855731</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>#جنگ</title>
			<link>https://entzar.kowsarblog.ir/جنگ-16</link>
			<pubDate>13:08:00 +0430 چهارشنبه، 19 فروردین 1405</pubDate>			<dc:creator>انتظار</dc:creator>
			<category domain="main">انتظار</category>			<guid isPermaLink="false">1855356@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;حال دلم در میانه آتش بس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این روزها، در میانه‌ی جنگی که چهل روز از آن گذشته، حال دلم عجیب است؛ انگار دنیا روی سرم آوار شده باشد. امروز ساعت سه‌ونیم بامداد از خواب پریدم. ناخودآگاه تلویزیون را روشن کردم، اما روشن نشد. گوشی را برداشتم و خبرها را نگاه کردم. اعلام شده بود که آتش‌بسی دو هفته‌ای برقرار شده است. مردم به خیابان‌ها ریخته بودند. خبر درست بود.   حس عجیبی داشتم؛ نه خوشحال بودم، نه ناراحت. خوشحال نبودم، چون در ذهنم تصویر همه‌ی کسانی که در این روزها جانشان را از دست دادند مرور می‌شد؛ از چهره‌های شناخته‌شده تا کودک هفت‌ماهه‌ای که مظلومانه پر کشید، تا ابوالفضل پیمان در کهگیلویه (دهدشت). و ناراحت نبودم، چون نمی‌خواستم خبر شهادت هم‌وطنان بیشتری را بشنوم.                                                                                                   &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; برای من، این جنگ فقط یک درگیری سیاسی یا نظامی نیست. آن را فراتر از ذخایر نفت و منافع و مرزها می‌بینم. در ذهنم، این تقابل ریشه در یک جدال تاریخی و اعتقادی دارد؛ جدالی که در طول تاریخ، بارها و بارها تکرار شده است. از داستان پیامبران گرفته تا روزگار پیامبر اسلام و حوادث پس از آن، همواره حق و باطل در برابر هم قرار گرفته‌اند و هر بار، با وجود همه توطئه‌ها، حق پیروز باقی مانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در باور من، امید به آینده و انتظار ظهور منجی، بخشی از همین مسیر تاریخی است؛ امیدی که در دل بسیاری زنده است و به آنها معنا و انگیزه می‌دهد. شاید به همین دلیل است که برخی، ایران را هدف می‌گیرند؛ کشوری که صدای انتظار در آن بلند است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال، آتش‌بس امروز برایم پرسش‌برانگیز است. به توافق‌های گذشته نگاه می‌کنم و تردید در دلم شکل می‌گیرد. تجربه‌ها نشان داده‌اند که اعتماد در عرصه سیاست، ساده و بی‌هزینه نیست. دو هفته زمان کمی نیست و آینده نامعلوم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در عین حال، باور دارم تصمیم‌های کلان بر اساس مصلحت‌های گسترده‌تری گرفته می‌شود که شاید همه‌ی ما از جزئیات آن آگاه نباشیم. امیدوارم نتیجه‌ی این تصمیم‌ها به صلحی پایدار و حفظ جان انسان‌های بیشتر منجر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این روزها بیشتر از همیشه به این فکر می‌کنم که جنگ، هر نامی که داشته باشد، هزینه‌اش را مردم می‌پردازند؛ مادران، کودکان، خانواده‌ها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و آرزو می‌کنم روزی برسد که به جای صدای انفجار، صدای آرامش(آمدن منجی) شنیده شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به امید پیروزی حق و برقراری صلحی عادلانه.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://entzar.kowsarblog.ir/جنگ-16&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حال دلم در میانه آتش بس</p>
<p>در این روزها، در میانه‌ی جنگی که چهل روز از آن گذشته، حال دلم عجیب است؛ انگار دنیا روی سرم آوار شده باشد. امروز ساعت سه‌ونیم بامداد از خواب پریدم. ناخودآگاه تلویزیون را روشن کردم، اما روشن نشد. گوشی را برداشتم و خبرها را نگاه کردم. اعلام شده بود که آتش‌بسی دو هفته‌ای برقرار شده است. مردم به خیابان‌ها ریخته بودند. خبر درست بود.   حس عجیبی داشتم؛ نه خوشحال بودم، نه ناراحت. خوشحال نبودم، چون در ذهنم تصویر همه‌ی کسانی که در این روزها جانشان را از دست دادند مرور می‌شد؛ از چهره‌های شناخته‌شده تا کودک هفت‌ماهه‌ای که مظلومانه پر کشید، تا ابوالفضل پیمان در کهگیلویه (دهدشت). و ناراحت نبودم، چون نمی‌خواستم خبر شهادت هم‌وطنان بیشتری را بشنوم.                                                                                                   </p>
<p> برای من، این جنگ فقط یک درگیری سیاسی یا نظامی نیست. آن را فراتر از ذخایر نفت و منافع و مرزها می‌بینم. در ذهنم، این تقابل ریشه در یک جدال تاریخی و اعتقادی دارد؛ جدالی که در طول تاریخ، بارها و بارها تکرار شده است. از داستان پیامبران گرفته تا روزگار پیامبر اسلام و حوادث پس از آن، همواره حق و باطل در برابر هم قرار گرفته‌اند و هر بار، با وجود همه توطئه‌ها، حق پیروز باقی مانده است.</p>
<p>در باور من، امید به آینده و انتظار ظهور منجی، بخشی از همین مسیر تاریخی است؛ امیدی که در دل بسیاری زنده است و به آنها معنا و انگیزه می‌دهد. شاید به همین دلیل است که برخی، ایران را هدف می‌گیرند؛ کشوری که صدای انتظار در آن بلند است.</p>
<p>با این حال، آتش‌بس امروز برایم پرسش‌برانگیز است. به توافق‌های گذشته نگاه می‌کنم و تردید در دلم شکل می‌گیرد. تجربه‌ها نشان داده‌اند که اعتماد در عرصه سیاست، ساده و بی‌هزینه نیست. دو هفته زمان کمی نیست و آینده نامعلوم است.</p>
<p>در عین حال، باور دارم تصمیم‌های کلان بر اساس مصلحت‌های گسترده‌تری گرفته می‌شود که شاید همه‌ی ما از جزئیات آن آگاه نباشیم. امیدوارم نتیجه‌ی این تصمیم‌ها به صلحی پایدار و حفظ جان انسان‌های بیشتر منجر شود.</p>
<p>این روزها بیشتر از همیشه به این فکر می‌کنم که جنگ، هر نامی که داشته باشد، هزینه‌اش را مردم می‌پردازند؛ مادران، کودکان، خانواده‌ها.</p>
<p>و آرزو می‌کنم روزی برسد که به جای صدای انفجار، صدای آرامش(آمدن منجی) شنیده شود.</p>
<p>به امید پیروزی حق و برقراری صلحی عادلانه.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://entzar.kowsarblog.ir/جنگ-16">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://entzar.kowsarblog.ir/جنگ-16#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1855356</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>12# فروردین</title>
			<link>https://entzar.kowsarblog.ir/12-فروردین-10</link>
			<pubDate>18:04:00 +0430 چهارشنبه، 12 فروردین 1405</pubDate>			<dc:creator>انتظار</dc:creator>
			<category domain="main">انتظار</category>			<guid isPermaLink="false">1854708@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;12# فروردین- آری - جمهوری اسلامی &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سی و سی روز می گذرد از جنگ کینه یهود به اسلام و چقدر دردناک است که هر روز خبر شهید شدن هموطنان رشیدمان را می شنویم و کاری از دستمان بر نمی آید جز خیابان رفتن &amp;#8230;..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز در این همهمه جنگ ، جنگی که بیشتر کینه یهودیان بر سر لفظ جمهوری اسلامی دارد شکل می گیرد و در طول 37 سال تحریم و ترور دانشمندان نتوانسته آن را از بین ببرد و تمام قدرت خود را در این جنگ تشکیل دادند که ایران اسلامی را تجزیه کنند ولی نتوانستند چرا که ایران اسلامی با خون کسانی همچون بهشتی و باهنر و رجایی و امثال اینها آبیاری شده و کاشت شده و اینچنین به دام یهودیان نمی افتد..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز روزی است که بعد از انقلاب بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی (ره) مردم به حاکمیت جمهوری اسلامی رأی ، آری داده اند و ما هم در این همهمه جنگ به جمهوری اسلامی رأی ، آری خواهیم داد و تا پای جان از آن مراقبت خواهیم کرد ..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به امید پیروزی رزمندگان اسلام در مقابل شیطان صفتان یهود &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://entzar.kowsarblog.ir/12-فروردین-10&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>12# فروردین- آری - جمهوری اسلامی </p>
<p>سی و سی روز می گذرد از جنگ کینه یهود به اسلام و چقدر دردناک است که هر روز خبر شهید شدن هموطنان رشیدمان را می شنویم و کاری از دستمان بر نمی آید جز خیابان رفتن &#8230;..</p>
<p>امروز در این همهمه جنگ ، جنگی که بیشتر کینه یهودیان بر سر لفظ جمهوری اسلامی دارد شکل می گیرد و در طول 37 سال تحریم و ترور دانشمندان نتوانسته آن را از بین ببرد و تمام قدرت خود را در این جنگ تشکیل دادند که ایران اسلامی را تجزیه کنند ولی نتوانستند چرا که ایران اسلامی با خون کسانی همچون بهشتی و باهنر و رجایی و امثال اینها آبیاری شده و کاشت شده و اینچنین به دام یهودیان نمی افتد..</p>
<p>امروز روزی است که بعد از انقلاب بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی (ره) مردم به حاکمیت جمهوری اسلامی رأی ، آری داده اند و ما هم در این همهمه جنگ به جمهوری اسلامی رأی ، آری خواهیم داد و تا پای جان از آن مراقبت خواهیم کرد ..</p>
<p>به امید پیروزی رزمندگان اسلام در مقابل شیطان صفتان یهود </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://entzar.kowsarblog.ir/12-فروردین-10">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://entzar.kowsarblog.ir/12-فروردین-10#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1854708</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>#رمضان-کریم</title>
			<link>https://entzar.kowsarblog.ir/رمضان-کریم-40</link>
			<pubDate>19:54:00 +0330 جمعه، 29 اسفند 1404</pubDate>			<dc:creator>انتظار</dc:creator>
			<category domain="main">انتظار</category>			<guid isPermaLink="false">1853368@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;#رمضان-کریم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;🌿&lt;br /&gt;دعای روز سی‌ام ماه مبارک رمضان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّکْرِ والقَبولِ على ما تَرْضاهُ و یَرْضاهُ الرّسولُ مُحْکَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ و آلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایا چنان کن روزه ام را در این ماه که مورد قدردانى و پذیرش بوده و بر طبق خشنودى تو و خشنودى رسولت باشد و محکم باشد فروع آن بوسیله اصول به حق آقاى ما محمّد و آل پاکش و ستایش خاص پروردگار جهانیان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#ماه_مبارک_رمضان&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://entzar.kowsarblog.ir/رمضان-کریم-40&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>#رمضان-کریم</p>
<p>🌿<br />دعای روز سی‌ام ماه مبارک رمضان</p>
<p>بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p>اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّکْرِ والقَبولِ على ما تَرْضاهُ و یَرْضاهُ الرّسولُ مُحْکَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ و آلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین</p>
<p>خدایا چنان کن روزه ام را در این ماه که مورد قدردانى و پذیرش بوده و بر طبق خشنودى تو و خشنودى رسولت باشد و محکم باشد فروع آن بوسیله اصول به حق آقاى ما محمّد و آل پاکش و ستایش خاص پروردگار جهانیان است.</p>
<p>#ماه_مبارک_رمضان</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://entzar.kowsarblog.ir/رمضان-کریم-40">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://entzar.kowsarblog.ir/رمضان-کریم-40#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://entzar.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1853368</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
